أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

288

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

خداى تعالى هر يكى را از ايشان مستغنى گرداند از آنكه روزى هر يكى از ايشان بخداى تعالى تعلّق دارد نه بايشان درين آيت باز نمود كه اين بر خداى تعالى متعذّر نيست و بر وى دشوار نشود از آنكه خداى راست آنچه در آسمان و زمين است « 1 » براى آنكه آفريدهء او و پروردهء اوست و در قبضهء قدرت اوست تا چنان كه ميخواهد ميگرداند گاهى مىافزايد و گاهى ميكاهد آنگه گفت كه : ما وصيّت كرديم و فرموديم اهل كتاب را از جهودان و ترسايان كه ايشان را پيش از شما كتاب داده‌اند و شما را نيز وصيّت كرديم كه از خداى بترسيد و از معاصى او اجتناب كنيد و اگر كافر شويد و مخالفت فرمان او كنيد او را هيچ زيان نباشد و در مملكت او نقصان نيارد از آنكه ملك آسمان و زمين او راست از طاعت مطيعان وى را چه سود و از معصيت عاصيان وى را چه زيان و او هميشه غنى و بىنياز بوده است و او شنونده است و مستحقّ حمد است و شكر بنعمتها كه بر بندگان خويش مىكند آنگه گفت كه : خداى راست آنچه در آسمانها و زمين است و تكفّل كننده است بدربايست « 2 » خلق و آنچه ايشان بدان محتاج باشند و او را درين معنى يارى و انبازى به كار نيايد و تكرار اين الفاظ درين دو آيت براى آن كرد كه خبر مختلف است اوّل اشارت بدانكه آفريدگار خلق است از آنچه در ميان آسمان و زمين است و متصرّف در آن بر وجهى كه كس او را منع نتواند كردن و امر و نهى و تكليف او را رسد بقرينهء [ وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ ] و دوّم بر وجه آن گفت كه با آنكه جمله او راست او از آن بىنيازست بقرينهء [ وَ كانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيداً ] و سيّم بر وجه حفظ و رعايت خلق فرمود بقرينهء [ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا ] چون موارد و اغراض مختلف بود روا باشد كه لفظ را تكرار كنند لاختلاف المعانى . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 133 تا 134 ] إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَ يَأْتِ بِآخَرِينَ وَ كانَ اللَّهُ عَلى ذلِكَ قَدِيراً ( 133 ) مَنْ كانَ يُرِيدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَمِيعاً بَصِيراً ( 134 ) آنگه حقّ تعالى خواست كه از عزّت و شوكت خود باز نمايد گفت : اى مردمان اگر خداى تعالى خواهد شما را ببرد و از روى زمين نيست گرداند و قومى ديگر را ببدل شما بيارد و بيافريند ميتواند و خداى تعالى برين قادر است ميگويد كه : من قادرى غالبم

--> ( 1 ) - در تفسير ابو الفتوح در اينجا ( ج 2 چاپ اول ص 57 ؛ س 1 ) باضافه « بملك و ملك » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح - ( ج 2 چاپ اول ؛ ص 57 ؛ س 11 ) : « باندربايست » .